واکسن 18 ماهگی
بالا خره طلسم سرماخوردگی نفس مامان شکسته شد وتونست واکسن رو با تاخیر ٢هفته ای بزنه.
درد واکسنا زیاد بود.اما تا موقعی که سرگرم بازی بودی اصلا نمی فهمیدی اما همینکه
دست از بازی می کشیدی شروع به ایراد گرفتن میکردی و همش پاهتو نشون
می دادی می گفتی درد درد![]()
![]()
![]()


شب خونه مامان جون و بابا جون خوابیدیم (اخه هر وقت
واکسن داری مامانی از تب کردنت می ترسه
میبرمت خونه ممان جون)![]()
از شانس بد همون شب مامانی
مسموم شده بود
وتا صبح
حالم بد بود 
ومامان جون یا پیش تو بود
تا تب نکنی یا پیش من توی حیاط .
خلاصه که یه شب پر دردسر داشتیم که
خدا رو شکر تب نکردی وراحت این واکسنو پشت سر گذاشتی

عزیز مامان انشالله که همیشه سالم باشی تا مامان هم از شیطونیات برات بنویسه
دوستت داریم ارشیا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن 18 ماهگی 






